رستاخیزعیسی مسیح خداوندبرای همه مبارک باد.

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    همچنین در متی ۲۸: ۹ - ۱۰ و مرقُس ۱۶: ۹ - ۱۱)
    اما مریم در خارج قبر ایستاده بود و گریه می کرد. همانطور که او اشک می ریخت خم شد و به داخل قبر نگاه کرد و دو فرشتۀ سفید پوش را دید که، در جائی که بدن عیسی را گذاشته بودند، یکی نزدیک سر و دیگری نزدیک پا نشسته بودند. آن ها به او گفتند: <<ای زن، چرا گریه می کنی؟>> او جواب داد: <<خداوند مرا برده اند و نمی دانم او را کجا گذاشته اند.وقتی این را گفت به عقب برگشت و عیسی را دید که در آنجا ایستاده ا...ست ولی او را نشناخت. عیسی به او گفت: <<ای زن، چرا گریه می کنی؟ به دنبال چه کسی می گردی؟>> مریم به گمان اینکه او باغبان است به او گفت: <<ای آقا، اگر تو او را برده ای به من بگو او را کجا گذاشته ای تا من او را ببرم.>> عیسی گفت: <<ای مریم.>> مریم برگشت و گفت: <<ربونی>> (یعنی ای استاد). عیسی به او گفت: <<به من دست نزن زیرا هنوز به نزد پدر بالا نرفته ام اما پیش برادران من برو و به آنها بگو که اکنون پیش پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می روم.مریم مَجدَلیّه پیش شاگردان رفت و به آن ها گفت: <<من خداوند را دیده ام.>> و سپس پیغام او را به آنها رسانید.آمین.فیض ورحمت وبرکت خداوندباهمه شماباد.آمین.پاسترومبشرشفیق جان برادرشما

    نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:13
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها